در ميان اين روزهاي ابري ...

من تو را صدا خواهم زد...

و تو چون آب روان زمزمه كن...

من گوش خواهم داد ...

و دل به تمام شاپركهاي خيالت مي بندم ...

تا روزي كه پيوند تسكين را نوازش دهي...

من به انتظار تو مي مانم ...

اغيار گل بوته ها...

مرا زمزمه كن...

...

با صد هزار مردم ...تنهایی

                        بی صد هزار مردم ...تنهایی