آه
نمی دانم در این روزهای بهاری رنگ به رنگ شدن را چه تعبیر کنم ؟ پاییز است یا بهار ؟ به دنیا مشکوکم
و به تمامیت قلبها ...تردید دارم...
صبحهای زود که می روم کنار پنجره و به خیابان نگاه می کنم ایمان دارم به نگاههایی که در حسرت شادی پر می زنند هر چه بیشتر می گذرد بیشتر غرق می شوم و سکوتی که بر تمام این روزها می کنم بیشتر دام تخریبم را موج میزند. به تنهایی تمام بر ماسه ها شکوه می برم که مرا در خود فرو خورند به راستی به بهار شک دارم به آدمها و نگاهها شک دارم و به تو که حرفهایم را دو سال نتوانستی از نگاهم بدزدی...
شاید نوشتم اما هنوز زود است.دنیا تاریکتر از مردمک چشمانم می تابد...
هیچ نپرس زود است!
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند