خرید عید

امسال عید ، یه سنجاق سر و یه گردنبد ترکمنی خریدم و آلبوم تک خوانی های  دنگ شو و نمایشنامه ی سه شب با مادوکس

با اینا بهار و سر می کنم...

با نگین های سرخ این سنجاق سر و آویزه هایش اینقدر حرف دارم که بهار را سپری کنم و با نوای  دنگ شو آنقدر شاد باشیم که شکوفه دهیم. هر وقت هم خوابمان نبرد مادوکس می خوانیم!

کی گفته خرید عید همش پارچه و چرمه؟!!

زمستان

دلم یک پالتوی بلند می خواهد و

یک کفش بلند و

یک شال بلند و

...

نه!

دلم تو را می خواهد

نرو زود است

من به سرمای تو تب دارم

زمستان!

باران

تمام قطره های یخ زده ی امروز میدانستند

                برای دوست داشتن باید بارید

چرا فراموش کردیم

          هوا سرد است؟

کفش

صدای خرامیدن، کوبیدن،کشیدن!

آدمها چه قدر از روی کفشهایشان گفتی اند!

خداحافظی!

به لبهای نیمه بسته اش که می رسم

گره می خورم

به امتداد خماری که مسدود شده

با قصیده ی نگاهش تا دوردست

ملودی تنهایی تاک را دیازپام می کنم

در این تنبوشه ی بسته چه دارم

جز حسرت پریدن از لای نای بغض گرفته ی لبهایش

تمام تارهای صدایش را که بلغزانم

به تازگی ایمان می آورم

که تو را در واژه ی تنهایی خود قورت داده

برای یک ساز خداحافظی

چه زود پیله دریدیم!

تست اعتقادی!

  تصور شما از واژه ی "بسیج" چیست؟

1- افرادی مخلص که مدام در حال انجام فریضه ی واجب و دینی امر به معروف هستند و موجبات باران رحمت الهی را با اصلاح دختران بد حجاب و بی حجاب که گویا هر دو به یک معنا هستند ، فراهم می کنند.

2- افرادی مخلص که مدام در حال انتظام بخشیدن به مکان های شلوغ در مناسبت های خاص هستند و با ملایمت فراوان در سواری عظیم مردم را هدایت کرده و تمامی رعب و وحشت را می ربایند.

3- افرادی مخلص که به اهتمام در حال گردآوری دینی نوین با عنوان "دین اسلامی ایرانی" مشغولند و وعده داده اند در اتمام سال 2012 با تایید دولت خدمتگزار و مجلس متحد به تصویب برسانند و جهانی کنند.

4- خدایا تا انقلاب مهدی مواظب خودت باش...   

گذر...

در دل من چیزی است

        مثل یک بیشه ی نور

        مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم

که دلم می خواهد : بدوم تا ته دشت

                                 بروم تا سر کوه

                                     دورها آوایی است که مرا می خواند...

کُشتن!

تو هاشور بزن

من هم سایه می زنم

رنگ کُشی را زود یاد گرفتیم

دوست من!

My Immortal

این به نظرم بهترین آهنگ  است از:

EVANESCENCE

لااقل برای من!

اگه آهنگشو خواستید ایمیلتون رو خصوصی برام بذارین بفرستم!

I'm so tired of being here

Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave
I wish that you would just leave
'Cause your presence still lingers here
And it won't leave me alone

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase

When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have
All of me

You used to captivate me
By your resonating light
Now I'm bound by the life you left behind
Your face it haunts
My once pleasant dreams
Your voice it chased away
All the sanity in me

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase


I've tried so hard to tell myself that you're gone
But though you're still with me
I've been alone all along