اعتراف
کسی درون چشم من تو را طواف می کند
و شرم خویش می درد و اعتراف می کند
کسی درون بادها همیشه پرسه می زند
و تار اتفاق را درون عشق می تند
کسی که راه قصه را دمی پیاده می رود
دمی سواره می رود چه بی اراده می رود
کسی شبیه زخم من که ریش ریش می شود
اسسیر خاطرات خود اسیز خویش می شود
کسی که رنگ شادیش از او دریغ می شود
و در تمام بیت ها همیشه جیغ می شود
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۳/۰۵ ساعت 23:54 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند