پرسه
با گدایان در میکده ای سالک راه
به ادب باش گر از سر خدا آگاهی
امشب باد می آید . باد خنکی است .جوابهای کنکور هم آمده . مرا این باد و پاسخ یاد روزهای اول دانشگاه می اندازد. یاد رفت و آمد هایمان به پارک ساعی. به واژهجدید سلف.معنای حضور در اجتماعی عجیب!
امشب باد می آمد و من ساعت 9 شب در خیابانهای خلوت نارمک قدم می زدم و گوش می دادم:
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد...
و به نوعی دیوانه وار خیره شده بودم به هر چراغ پر نور ماشینی که از روبه رو می آمد و مرا هشدار می داد.و من فقط خیره می ماندم تا ببینم پشت آن نور نگران چه چهره ای است، درهم و خسته...
شب است و باد می آید و من چشم انتظار 12:45...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ ساعت 0:4 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند