فکر احمقانه!
به نظرم خیلی احمقانه است که وقتی به جایی زنگ می زنی . موبایل طرف مقابلت آنتن ندارد بدون شک اظهار کنی که طرف مقابلت تلفنش را روی شماره تو مسدود کرده است.
دو احتمال دارد :یا طرف مقابل از تو آنقدر نفرت دارد که حتی صدایت را نمی خواهد بشنود و یا اینکه تو اینقدر شک و تردید به خودت و رابطه احمقانه ات داری که به طرف مقابلت چنین نسبتی رابدهی.
به هر حال گوشی من تابحال به روی کسی مسدود نبوده! یعنی آنقدر جرأت دارم که به تو بگویم به من زنگ نزن نه اینکه جوابت را ندهم.
با صمیمانه ترین احساسات نفرت انگیز به یکی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
پاورقی1:
متاسفم که احمق خواندمت چون هستی ! اما اینقدر از فکر احمقانه ات عصبانی شدم که بدون اینکه تو را احمق نخوانم نمی توانستم عذاب وجدان خود را خاموش کنم.
البته بد نیست بفهمی به نظر من کاملا موجودی احمق هستی اما اینقدر احمق هستی که حتی اینجا نمیایی و یا شایدم اینقدر احمق نیستی که اینجا نیستی تا بفهمی احمقی.( حکایت همان که :آنکس که نداند که نداند که نداند، درجهل مرکب ابد الدهر بماند)
در صدقیت احمق بودن تو تلفن مجدد گواه است!
پاورقی 2:
فکر کنم شبیه فیلم زیر نوشتم. احمق جایگزین لغتی بود با معنای نسبی مضخرف(البته دامنه ی معنایی بیشتری دارد...)
In bruge
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند