اپيزود1-  صبح . دانشگاه علامه طباطبايي.سلف. روزنامه همشهري. تور گردشگري موزه ابگينه و ملي. 9 مهر

اپيزود 2- ظهر . دانشگاه اميركبير. بوق.... هماهنگي انجام شد. 9 صبح  جلوي متروي امام خميني.ا قاي  بيگي

اپيزود 3-  شب. بوق... هماهنگي انجام شد.  عاطفه بهترين همراه در تور.

 اپيزود 4- 9 مهر 89. نزديك به 10 مهر. تولد فرشته باك دنيا  عاطفه نازم. بر خلاف تصور جمع خوبي بود براي يك تور نا اشنا!

اپيزود 5- موزه ملي. اشنايي با دوستان تايواني. ساعاتي با منشور كوروش البته بدون چفيه.

اپيزود 6- عكس با گروهي از امريكايي ها و نظرات جالب انها در مورد ايران و ايراني.

اپيزود 7- كليساي  پطرس و كره اي ها  و صليب و سرود.

اپيزود 8-موزه ابگينه و معماري مسحور كننده

اپيزود 9- سؤالها و باسخ هاي اقاي بيگي و بماند ادامه ماجرا ...

اپيزود پاياني : امروز بهترين روز مهري اي بود كه داشتم نه براي اينكه لحظات جالبي كه با يك تور گردشگري تجربه مي كردم بلكه براي تك تك انچه را كه از تاريخ دانستم و براي اولين بار حس كردم به تهران بيش از بيش تعلق دارم . در تمام ديوارهاي كبودش لانه دارم و درون تمامي مردمانش حس نزديكي اي دارم كه اگر بخواهيم با لبخند مي شود زنجيرش كرد و با يك عنوان قاب نمود.

خوشحالم كه تولد نازنينم يك خاطره ماندگار شد .

گاهي باور كردن راه دشوارتر از انديشه ان است . اگر استاد تفسير مي امد يا هانيه روزنامه نمي گرفت يا من تصميم نمي گرفتم به جاي خواندن اخرين نمايشنامه روزنامه بخوانم و يا به عاطفه زنگ بزنم و يا هزاران ياي ديگر اگر ديروزي نبود؟!

گاهي طي كردن راه از انديشه اش كوتاهتر است!

پاورقي: اگه هوس كردين يه بار شركت كنين به لينك وبلاگ باستان شناسي سر بزنيد . شايد يكي از جمعه ها هم سفر شديم!