خونریزی


گاهی وقتی برمی گردی می بینی با این همه که دویدی اما اینو نمی خواستی. اونی که هستی نمی خواستی باشی.نفرین به این زندگی. اااااااااااااااااااااه
4سال قبل. آره ... همون روزای لعنتی ... یه غلطی کردم. یه گهی خوردم. حالا مزه اشو میفهمم.دروغ چرا آقا؟ من از همتون بدم میاد به خدا به زور می گم عزیزم. تف !
اه. کاش یکی دهن این مغز منو ببنده. چند روزی میشه داره خون بالا میاره.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۰۵ ساعت 23:30 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند