گواش و آبرنگ و قلم مو

سرکش تر از این هم  بود در نگاهت روبه رو؟!

هزار نه و آری در مخیله

هزار هراس و توهم در انزوا

بوی عود و رنگ و خط های بی هدف

به چنان سرخوشی می زنم قلم

تو نگاری و من چارچوب درت

هوس خنده ی آخرت در سرم

در سبز خیال دلت باز شده

گرده های قلم پرتاب شده

رو به سوی آخرین رفتنت

منم و رنگ و ماتی و درگهت