colors

سرکش تر از این هم بود در نگاهت روبه رو؟!
هزار نه و آری در مخیله
هزار هراس و توهم در انزوا
بوی عود و رنگ و خط های بی هدف
به چنان سرخوشی می زنم قلم
تو نگاری و من چارچوب درت
هوس خنده ی آخرت در سرم
در سبز خیال دلت باز شده
گرده های قلم پرتاب شده
رو به سوی آخرین رفتنت
منم و رنگ و ماتی و درگهت
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۱۷ ساعت 22:54 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند