خبرگزاري انتخاب : یکی از کارکنان شاغل در وزارت امور خارجه با ارسال یادداشتی به «انتخاب»، به انتقاد از فیلم «میم مثل مادر» پرداخته است.
متن کامل این یادداشت در پی می آید:
میم مثل مادر به چه قیمتی .....
فیلم سینمایی میم مثل مادر حکایت مادریست که با تکیه بر عواطف مادری, از خودگذشتگی و ایثار حاضر نیست پس از فهمیدن این مطلب از سوی پزشکان که فرزندش ناقص الخلقه بدنیا خواهد آمد بچه اش را از بین ببرد. در واقع وی یک جانباز جنگ تحمیلی است که در مناطق عملیاتی شیمیایی گردیده و گاز خردل باعث نقص عضو کودک اوست .
در این فیلم بارها صحنه های جنگی از بمباران شیمیایی توسط عراقی ها و تصویر صدام حسین که با ذلت در اسارت نیروهای آمریکایی درآمده به تصویر کشیده می شود و همچنین .
ناهنجاریهای اجتماعی موجود نظیر اقدام به سقط جنین غیر قانونی توسط یا پزشک خانم و همچنین درخواستهای ناجوانمرانه یک دلال دارو برای دادن چند آمپول اضافی به این مادر به نمایش درمی آید. البته گذشته و ایثار یک مادر تا سر حد جان نه تنها در اسلام و بین اقوام ایرانی حتی در بین تمام ادایان و مذاهب بشری و تمام انسانهای روی زمین قابل تمجید و با ارزش است.
اما نکته ای که باعث کدورت ذهن حقیر و گله مندی از سازندگان این فیلم سراسر احساسی گردیده به تصویر کشیدن همسریست برای این خانم که شاغل در وزارت امور خارجه است . آقای حسین یاری که ایفای این نقش را برعهده گرفته جوانیست با ظاهری مقدس مآبانه و تحصیلکرده که با متوجه شدن ناقص بودن فرزندش با راههای گوناگون و غیر انسانی سعی در متقاعد کردن همسرش برای سقط جنین دارد و حتی در این راه به هر راه غیر قانونی نیز متوسل میشود و حتی همسر و فرزندش را ترک میکند و ده سال به امور سیاسی خود می پردازد و حاضر نیست فرزندش را ببیند .
اما پس از گذشت ده سال به قول معروف فیلش یاد هندوستان میکند و با یک اتومبیل گران قیمت نزد همسرش بازمیگردد .
آنهم خانواده ای که به فلاکت افتاده و تمام اجناس منزلشان را برای درمان بفروش رسانده اند . او پس از اولین دیدار با همسرش از وی درخواست میکند که پسرشان را با آسایشگاه بسپارد تا مانعی برای ادامه زندگیشان نباشد.
اگر اغراق نباشد پس از گذشت حدودا " 26 سال از آغاز جنگ تحمیلی هرسال ما شاهد تشییع پیکر پاک همکاران جانبازی هستیم که در بر اثر جراحات شیمیایی به شهادت می رسند . ( شهید حسین رحمت پور سال 84 و شهید مهدی وحیدی اصل که آبنماه سال جاری به رحمت خدا رفتند و... ) و هم اکنون بسیاری از کارکنان این وزارتخانه از عزیران ایثارگران و جانبازان جنگ تحمیلی با کمترین امکانات و مزیتها مشغول خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند.
از طرفی عزیمت کارکنان این وزارتخانه به ماموریتهای سیاسی خارج از کشور با شدائد و مشکلاتی فرآوانی چون
الف) ترور و ضرب و شتم (شهادت دیپلماتهای ایرانی در افغانستان ,عراق و چین )
ب) روبروی با امراض مهلک و ناشناخته از آفریقا مانند مالاریا و غیره
ج) بدرفتاری و ناملایمتی ها از طرف بعضی دول خارجی و برخی از ایرانیان وطن فروش مقیم خارج از کشور د) افسردگی همسر و فرزندان بعلت دوری از خانواده و مشکلات فرهنگی
د) استرس های شدید کاری . همراه است .
علاوه بر این بسیاری از دیپلماتها و خانواده هایشان پس از بازگشت از ماموریت معمولا15 تا 30 روز قرنطینه میشوند و مورد انواع آزمایشات و درمانها قرار میگرند از طرفی نبود امکانات آموزشی نیز در بسیاری از محل های ماموریت باعث افت تحصیلی فرزندانشان میگردد .
حال باتوجه به مشکلات فوق الذکر آیا درست است که دیپلماتهای زحمتکش کشورمان هم با ترفندها و اقدامات ستیزه جویانه دشمنان دانا روبرو باشند و هم از ناملایمتی ها وافعال جاهلانه دوستان نادان رنج ببرند .
شاید سوژه اصلی فیلم عملکرد دستگاه سیاست خارجی کشورمان نباشد اما بر کسی پوشیده نیست که تاثیر غیر مستقیم بر بینندگان فیلم خواهد داشت . بنظر حقیر شاید بهتر بود شغل آقای یاری در این فیلم مثلا "کارگردانی سینما بود که مجبور است برای ساخت یک فیلم به تناوب از خانواده اش دور باشد و حتی نمیتواند به ایفای حقوق مادر یا همسرش بپردازد و باتوجه به گرفتاری های کاری اش حاضر نیست بچه ای ناقص داشته باشد...
یکی کارکنان شاغل در وزارت امور خارجه
متن کامل این یادداشت در پی می آید:
میم مثل مادر به چه قیمتی .....
فیلم سینمایی میم مثل مادر حکایت مادریست که با تکیه بر عواطف مادری, از خودگذشتگی و ایثار حاضر نیست پس از فهمیدن این مطلب از سوی پزشکان که فرزندش ناقص الخلقه بدنیا خواهد آمد بچه اش را از بین ببرد. در واقع وی یک جانباز جنگ تحمیلی است که در مناطق عملیاتی شیمیایی گردیده و گاز خردل باعث نقص عضو کودک اوست .
در این فیلم بارها صحنه های جنگی از بمباران شیمیایی توسط عراقی ها و تصویر صدام حسین که با ذلت در اسارت نیروهای آمریکایی درآمده به تصویر کشیده می شود و همچنین .
ناهنجاریهای اجتماعی موجود نظیر اقدام به سقط جنین غیر قانونی توسط یا پزشک خانم و همچنین درخواستهای ناجوانمرانه یک دلال دارو برای دادن چند آمپول اضافی به این مادر به نمایش درمی آید. البته گذشته و ایثار یک مادر تا سر حد جان نه تنها در اسلام و بین اقوام ایرانی حتی در بین تمام ادایان و مذاهب بشری و تمام انسانهای روی زمین قابل تمجید و با ارزش است.
اما نکته ای که باعث کدورت ذهن حقیر و گله مندی از سازندگان این فیلم سراسر احساسی گردیده به تصویر کشیدن همسریست برای این خانم که شاغل در وزارت امور خارجه است . آقای حسین یاری که ایفای این نقش را برعهده گرفته جوانیست با ظاهری مقدس مآبانه و تحصیلکرده که با متوجه شدن ناقص بودن فرزندش با راههای گوناگون و غیر انسانی سعی در متقاعد کردن همسرش برای سقط جنین دارد و حتی در این راه به هر راه غیر قانونی نیز متوسل میشود و حتی همسر و فرزندش را ترک میکند و ده سال به امور سیاسی خود می پردازد و حاضر نیست فرزندش را ببیند .
اما پس از گذشت ده سال به قول معروف فیلش یاد هندوستان میکند و با یک اتومبیل گران قیمت نزد همسرش بازمیگردد .
آنهم خانواده ای که به فلاکت افتاده و تمام اجناس منزلشان را برای درمان بفروش رسانده اند . او پس از اولین دیدار با همسرش از وی درخواست میکند که پسرشان را با آسایشگاه بسپارد تا مانعی برای ادامه زندگیشان نباشد.
اگر اغراق نباشد پس از گذشت حدودا " 26 سال از آغاز جنگ تحمیلی هرسال ما شاهد تشییع پیکر پاک همکاران جانبازی هستیم که در بر اثر جراحات شیمیایی به شهادت می رسند . ( شهید حسین رحمت پور سال 84 و شهید مهدی وحیدی اصل که آبنماه سال جاری به رحمت خدا رفتند و... ) و هم اکنون بسیاری از کارکنان این وزارتخانه از عزیران ایثارگران و جانبازان جنگ تحمیلی با کمترین امکانات و مزیتها مشغول خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند.
از طرفی عزیمت کارکنان این وزارتخانه به ماموریتهای سیاسی خارج از کشور با شدائد و مشکلاتی فرآوانی چون
الف) ترور و ضرب و شتم (شهادت دیپلماتهای ایرانی در افغانستان ,عراق و چین )
ب) روبروی با امراض مهلک و ناشناخته از آفریقا مانند مالاریا و غیره
ج) بدرفتاری و ناملایمتی ها از طرف بعضی دول خارجی و برخی از ایرانیان وطن فروش مقیم خارج از کشور د) افسردگی همسر و فرزندان بعلت دوری از خانواده و مشکلات فرهنگی
د) استرس های شدید کاری . همراه است .
علاوه بر این بسیاری از دیپلماتها و خانواده هایشان پس از بازگشت از ماموریت معمولا15 تا 30 روز قرنطینه میشوند و مورد انواع آزمایشات و درمانها قرار میگرند از طرفی نبود امکانات آموزشی نیز در بسیاری از محل های ماموریت باعث افت تحصیلی فرزندانشان میگردد .
حال باتوجه به مشکلات فوق الذکر آیا درست است که دیپلماتهای زحمتکش کشورمان هم با ترفندها و اقدامات ستیزه جویانه دشمنان دانا روبرو باشند و هم از ناملایمتی ها وافعال جاهلانه دوستان نادان رنج ببرند .
شاید سوژه اصلی فیلم عملکرد دستگاه سیاست خارجی کشورمان نباشد اما بر کسی پوشیده نیست که تاثیر غیر مستقیم بر بینندگان فیلم خواهد داشت . بنظر حقیر شاید بهتر بود شغل آقای یاری در این فیلم مثلا "کارگردانی سینما بود که مجبور است برای ساخت یک فیلم به تناوب از خانواده اش دور باشد و حتی نمیتواند به ایفای حقوق مادر یا همسرش بپردازد و باتوجه به گرفتاری های کاری اش حاضر نیست بچه ای ناقص داشته باشد...
یکی کارکنان شاغل در وزارت امور خارجه
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۹/۱۶ ساعت 22:2 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند