دخترم .....
هيچ کس و هيچ چيز ديگر در اين دنيا نمی توان يافت
که شايسته آن باشد
که دختری ، ناخن پای خود را برای آن عريان کند
برهنگی بيماری عصر ماست
به گمان من تن تو بايد مال کسی باشد که
روحش را برای تو عريان نموده است
دخترم جرالدين .....
برای تو حرف بسيار دارم
ولی به موقعی ديگر می گذارم
و با اين آخرين پيام نامه را پايان می بخشم
انسان باش ......پاکدل و يکدل باش زيرا
گرسنه بودن .... صدقه گرفتن ... و در فقر مردن
بارها قابل تحمل تر از
پست و بی عاطفه بودن است
چارلی چاپلين پدر تو
هيچ کس و هيچ چيز ديگر در اين دنيا نمی توان يافت
که شايسته آن باشد
که دختری ، ناخن پای خود را برای آن عريان کند
برهنگی بيماری عصر ماست
به گمان من تن تو بايد مال کسی باشد که
روحش را برای تو عريان نموده است
دخترم جرالدين .....
برای تو حرف بسيار دارم
ولی به موقعی ديگر می گذارم
و با اين آخرين پيام نامه را پايان می بخشم
انسان باش ......پاکدل و يکدل باش زيرا
گرسنه بودن .... صدقه گرفتن ... و در فقر مردن
بارها قابل تحمل تر از
پست و بی عاطفه بودن است
چارلی چاپلين پدر تو
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۹/۱۶ ساعت 22:5 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند