ک.و.ل.ر
نمی دونم چرا اولین روزایی که کولرو روشن می کنیم من تمام اون روز و با استرس طی می کنم. نمی دونم مکافات ما با این کولر چه ماجرایی داره اما بدجور اذیتم می کنه.
بعدا نویس: البته یه جورایی هم بی دلیل نیستا روزای سخت زندگیم تو تابستون رقم خورد و تموم تجربه های عجیب زندگیم جلوی کولر نوشته هاش خشک می شد. من که گفتم برای رفتن زمستان زود بود...
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۱/۲۳ ساعت 13:35 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند