رو به رو
گر به تو افتدم نظر
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
چهره به چهره ،رو به رو
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
شرح بدهم غم تو را
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
نکته به نکته
من این شکسته که خوانم ز سوز سینه به ماهور
مو به مو
مگر ز صبا بشنوم جواب شکسته
می رود از فراق تو
ليكن چنان مگو كه صبا را خبرشود
خون به دل از دو دیده ام
نگارا من از آزمایش رهایم مرا باش تا بیش از این آزمایی
دجله به دجله، یم به یم
فریبکار دغل پیشه ، بهانه اش نشنیدن بود
چشمه به چشمه ، جو به جو
دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
بیا ساقی آن می که عکسش ز جام
رشته به رشته، نخ به نخ، تار به تار، پو به پو
به کیخسرو و جم فرستد پیام
پ ن 1 : نامجو وار بخوانید لطفن... آهنگ روبه روسالها دل طلب جام جم از ما می کرد
چهره به چهره ،رو به رو
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
شرح بدهم غم تو را
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
نکته به نکته
من این شکسته که خوانم ز سوز سینه به ماهور
مو به مو
مگر ز صبا بشنوم جواب شکسته
می رود از فراق تو
ليكن چنان مگو كه صبا را خبرشود
خون به دل از دو دیده ام
نگارا من از آزمایش رهایم مرا باش تا بیش از این آزمایی
دجله به دجله، یم به یم
فریبکار دغل پیشه ، بهانه اش نشنیدن بود
چشمه به چشمه ، جو به جو
دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
بیا ساقی آن می که عکسش ز جام
رشته به رشته، نخ به نخ، تار به تار، پو به پو
به کیخسرو و جم فرستد پیام
شاید حرفها ، کلامها و نگاهها ، بی معنی باشند بی ارتباط. اما جایی در بین همین حرف ها و کلامها و نگاهها روحی گم می شود!
گذشته هرگز از بین نمی رود و یا شاید هرگز زمانی برای آغاز بودنش نبوده . هست . همیشه. و هر جا تجلی می کند. نکته به نکته... مو به مو... گذشته در تمام اجسام ، در تمام کلامها حضور دارد و این شانس ما ست که کی و در کجا با آنها مواجه شویم. فراسوی دسترس عقل. جزئی از اعماق ذهن که دست نیافتنی است. جزئی از ذهن که فراموش می شود و بعد بازیابی . مانند زمزمه های جویبار.شاید بتوان گفت پرسه زدن در دنیا ، پرسه زدن در خودمان است ، لای تمام خاطرات حلول کرده در اجسام ، اتاقها . گویی قدم زدن در خاطره ها، راه یابی به دنیاست.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۶ ساعت 22:10 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند