صادقانه بگویم
از ارتفاع حضورت هراس دارم
از آن آخرین سیمای تب دار
و تو بر می گردی
با عطر تمام  خوابهایی که ندیده بودم
همیشه همین طور است
به کندی ریشه های درخت حلول می کنی
و به همان ارتفاع دور می مانی