مالیخولیا
هفته دیگه بر می گردم شهرمون... فرانسه ... سه گانه رو می خوام، بهت خبر می دم ... انقلاب رفتی؟... نمایشگاه زدی ؟ ... وزارت با درس؟... سل لاسی دو آروم تر... دانشگاه انتخاب چندم ؟... کار یا علاقه ...از اتوبان آزادگان بریم... اشتباه نکردی ؟ ... با قطار 2 ساعت راهه ... تا آخر تابستون فقط وقت دارم ... بهت خبر می دم کی میرم...توپ و محکم بزن، کجایی ؟... شیشه میز رو هم باید عوض کنم ... اصل نیست ... سانس چندم ؟...
خسته ام ... از اتفاقها، از اتفاقها ، از اتفاقها ، از اتفاقها ، از اتفاقها ، از اتفاقها ، از اتفاقها
بعدا نویس:
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ساعت 23:50 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند