هفته دیگه بر می گردم شهرمون... فرانسه ... سه گانه رو می خوام، بهت خبر می دم ... انقلاب  رفتی؟... نمایشگاه زدی ؟ ... وزارت با درس؟... سل لاسی دو آروم تر... دانشگاه انتخاب چندم ؟... کار یا علاقه ...از اتوبان آزادگان بریم... اشتباه نکردی ؟ ... با قطار 2 ساعت راهه ... تا آخر تابستون فقط وقت دارم ... بهت خبر می دم کی میرم...توپ و محکم بزن، کجایی ؟... شیشه میز رو هم باید عوض کنم ... اصل نیست ... سانس چندم ؟...

خسته ام ... از اتفاقها، از اتفاقها ، از اتفاقها ، از اتفاقها ، از اتفاقها ، از اتفاقها ، از اتفاقها


بعدا نویس:


و هر زمان که با چیزی باشی، چیزی از دست می دهی

و چون آن را به دست آوری، چیزی دیگر را از دست می دهی

چون این را دانستی، بدان که خداوند تو را به سبب آنچه بر تو عرضه داشته مورد آزمون قرار می دهد

و این نخستین چیزی است که برای تو گشایش و فتحی در آن حاصل می شود

-------------
رسالۀ الانوار جلاله

محی الدین عربی