بازنده
مي گويند عاشق شده
مي گويند بيچاره
مي گويند بازي!
عجب بازي شيريني!
به من ، به ما ، و نه به او نمي خورد.
آخرش مهر كن
مسخره!
مسخره... نه او ، نه من ، بلكه بازي كه اسير عشق شده !
واي چه اسارت بي حضوري! چه بازي مسخره اي!
نه براي عشق ، براي ما!
چرا كه بازنده ايم...!!!
بازنده
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۱۰ ساعت 13:25 توسط مونا
|
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند